قبل از هر چیز باید بگویم نتورك ماركتینگ یا همان تجارت الكترونیك در اصل یك تجارت سالم اقتصادی است ولی متاسفانه بعضی شركتها باعث شدند نام این تجارت به بدی یاد شود.
در ضمن بازاریابی نیز شغلی است كه در آن باید زحمت كشید و مشتری پیدا كرد تا جنس یا خدمات ارائه شود و بازاریاب پورسانت خود را دریافت كند اما به چه قیمت؟ اگر بازاریابی برای شركتی كه محصولش (كالا یا خدمات ) مشخص، ارزش و قیمتش عادلانه باشد ایرادی نیست اما اگر محصول (كالا یا خدمات ) فروخته شده ارزش آنچنانی نداشته باشد و به قیمت چندین برابر بفروش برسد چی؟
حكایت گلدكوئیست
همه چیز از 90 سال پیش آغاز شد. از یك كارخانه دوچرخهسازی در روسیه. شیوه فروش این كارخانه بسیار ساده بود.آنها یك دوچرخه 500 روبلی را به یك پنجم قیمت به مشتری میفروشند و خریدار به جای چهارصد دلار باقیمانده باید چهار مشتری دیگر را معرفی كندكه هریك از آنها نیز با یكصد روبل بهعلاوه معرفی چهار نفر دیگر صاحب دوچرخهای با یك پنجم قیمت میشوند.هم مشتریان به تخفیف خود میرسند و هم كارخانه فروش خود را بدون تخفیف انجام میدهد و به سود خود میرسد!
بعد از آن مسئله اینترنت به میان آمد و تجارت الكترونیك. بعضی شركتها از اسم تجارت الكترونیك سوء استفاده كردند و بعضی دیگر راه حل خوبی برای فروش محصولات خود بدست آوردند. حال ما باید بدانیم كدام یك سوء استفاده میكند و كدام یك فروش میكند.
«پنتاگونو»، «مای سون دایموند»، «گلدكوئیست»، «گلد بیز»، «گلدماین»،«ای بی ال» و ... اینها عباراتی هستند كه در طول این سالیان گوشمان از آنها پر شده است.تجارت الكترونیك، اینترنت، نتورك ماركتینگ و... و همه از یك وسوسه شروع میشوند: پول!
سیستم شركتهای تجارتی هرمی بر اساس تفكر همان كارخانهدار روسی استوار است. هركسی مبلغی پول را به حسابی میپردازد و یك هدیه دریافت میكند و با معرفی دونفر به عنوان زیر مجموعه خود آنها را نیز وارد كار میكند و این چرخه تا بینهایت تكرار میشود و كسی به آن بالابالاها میرود و هزاران نفر نیز این زیر له میشوند تا بلكه روزی برسد و آنها نیز به آن بالا بالاها برسند! اساس كار شركتهای هرمی بدینگونه است.
این شركتها با كار خود نام تجارت الكترونیك را به گند كشیدند. (باید خاطر نشان كنم كه شركت های تجاری كالا گردان با شركتهای تجاری هرمی فرق دارد و برای درك مطلب توصیه میكنم كتاب تجارت الكترونیك پروژه مطالعاتی كمسیون عمران مجلس شورای اسلامی را تهیه كرده و مطالعه نمایید.)
گلد كوئیست و جویندهگان طلا:
در سال 1998 شركتی در بریتانیا باعنوان كوئست انترناتیونال(Quest International) تأسیس شد. این شركت بازاریابی جهت فعالیت آزادانهتر دفتر شركت خود را در بندر هنگكنگ تأسیس نمود و در برخی كشورها از جمله امارات نمایندگی رسمی دارد.نخستین بار در ایران، اهالی جنوب استان فارس كه با دبی و خلیجنشینان ارتباط تنگاتنگی داشتند با گلد كوئیست آشنا شدند و از این طریق بود كه حوالی سالهای 79-1378 گلد كوئیست وارد ایران شد و به عظیمترین شبكه تجارت هرمی در ایران تبدیل شد كه میتوان گفت بیش از پنج میلیون نفر را در ایران جذب نموده است!
جملاتی كه همیشه بر زبان گلدكوئیسیها جاریست:
فرض كنید كه میخواهید پولدار شوید.آیا راهی وجود دارد كه در عرض یك ماه طوری فعالیت كنید كه در پایان همان ماه، ماهیانه 16 میلیون تومان به حساب شما واریز شود (بدون آنكه حتی یك كیلوكالری انرژی مصرف كنید؟!) برخی برای این سئوال پاسخ جالبی پیدا كردهاند: یك و نیم میلیون پول بعلاوه انرژی جنبشی فراوان و روابط عمومی خوب و از آن بالاتر اراده قوی!البته اگر 1.5 میلیون ندارید میتوانید كمتر هم بدهید.یك سوم همان مبلغ با یك سهم!
شما خیلی شعور دارید چون گلدكوئیست را انتخاب كردهاید!
شما خیلی خوششانس هستید! شانس در خانه شما را زده است!چرا در را باز نمیكنید. دلتان نمیخواهد خانه، ماشین، پول و ... داشته باشید؟اصلا كیه كه بخواد با پول قهر كنه؟!! مگر میخواهی چند سال عمر كنی؟ تا كی میخواهی كار كنی؟ پس كی میخواهی به زندگی برسی؟كار مال ماشینه و فكر برای انسان!
شما خیلی شانس آوردهاید كه من بر سر راه شما قرار گرفتهام و دارم شما را به سوی ثروت هل میدهم.شما واقعا با شعور بودید وگرنه من شما را دعوت نمیكردم كه وارد این سیستم شوید» دو جمله بالا هردو یك منظور را میرسانند ولی اولی همیشه كاربرد دارد و دومی هیچوقت به كار نمیرود!برای گلد كوئیستیها هر كلمه و هر حرفی اهمیت و جایگاه خاصی دارد.اگر هنرمندی باشید كه فقیرید میتوانید آنقدر پولدار شوید كه هنر را فقط برای هنر بخواهید نه هنر را برای كسب درآمد!اگر فیلمسازید و تهیهكننده پیدا نمیكنید؛ آنقدر پولدار میشوید كه خودتان فیلم خودتان را بسازید!...
گلدكووستبازان ایرانی، شیوههای ایرانی را در اصول presentation شدیدا رعایت میكنند! آنها سعی میكنند روی جذب دوستان نزدیك خود سرمایه گذاری كنند و از آنجا كه دوست آدم در فرهنگ ایرانی، از پشت خنجر نمیزند آنها هم با اطمینان به اینكه شما از ایشان هیچوقت به دادگاه شكایت نخواهید برد شما را با این شانس عنده آشنا كردهاند!!به این مسأله باید مسائلی همچون تعارف و رودربایستی را نیز اضافه نمود كه در پوست و خون ما ایرانیها ریشه دوانده است و وقتی كه دوستی به ما تعارف میزند اگر قبول نكنیم گویی معیصه كبیره مرتكب شدهایم!!
خود گلدكوئیستیها تقسیمبندیهای گوناگونی دارند: كلاسیك، مدرن، پست مدرن و ...! و آدمی وا میماند كه آیا با یك فعالیت اقتصادی(مولد یا مخرب؟)روبهرو است یا با یك جریان هنری! و عجیبتر اینكه تمام گروههای گلدكوئیستی هم ادعا دارند كه مدرن هستند و طبق آخرین متد پیش میروند! ولی طرز كار همگی این گروهها تقریبا به یك شیوه استوار است: چند نفر دورت جمع میشوند و برای شما از شغلی صحبت میكنند كه گنج در آن خوابیده است! شما با وارد شدن به گروه گلدكووستیها بعد از مدتی صاحب چند سكه منحصر بهفرد خواهید شد كه در تیراژ بسیار پایین و توسط معتبرترین شركت تولید جواهر و با نظارت چند بانك بینالمللی تولید شدهاند! حال برای شما سكهای را نشان میدهند كه در سال 1905 توسط یك بانوی انگلیسی خریداری شده است و بعد از بیش از نیم قرن ارزش میلیونی پیدا كرده بود!حالا بگذریم كه این سكهها را اگر بخواهید در بازار طلا و جواهر بفروشید حتی به اندازه وزن طلایش نیز پولی دستتان را نمیگیرد و پنجاه سال بعد هم كه نه من زندهام و نه...! بذ نیست بدانید ارزش واقعی سكههای طلای گلدكوئیست 300 دلار بیشتر نیست ولی شركت گلدكوئیست همان سكهها را به 860 دلار برای شما میفروشد.جالب اینجاست كه این شركت سكههایی با نقش امامخمینی ضرب نموده است تا به شائبه قانونی بودن این شبكه در ایران دامن بزند كه از سوی مسئولان مملكتی تكذیب گردید.
تازگیها علاوه بر كادوی سكه و جواهر، شركت گلدكووست سفرهای خارجی را هم به مجموعه هدایای خود اضافه كرده است.
استخدام بازاریاب با پورسانت عالی!؟
فرض كنید شما به یك فروشگاه درست و حسابی برای خرید یك دست كت و شلوار میروید. اگر از نتیجه خریدتان راضی باشید قطعا تعریف این فروشگاه را پیش دوست و آشنا خواهید كرد و دانسته یا ندانسته سالیانه سود سرشاری را روانه فروشگاه موصوف خواهید نمود! حال اگر یك شركتی پیدا شود كه به نسبت تبلیغتان مبلغی به شما به عنوان جایزه بپردازد چه حكمی دارد؟ این سخن گلدكوئیستیها در توجیه وجوه دریافتی شما از شركت است!حال باید پرسید این بازاریابی به چه قیمتی انجام میشود؟!
دختران رؤیاهای ناكام!
دیگر شگرد گلدكوئیستی ها استفاده از دختران برای فریب افراد است كه تحقیق در این مورد بماند برای خودتان.
رؤیاهایی كه رنگ واقعیت نمیگیرند!
شما اگر میرفتید شاعر میشدید شاید شعرهای قشنگی میگفتید!گلدكووست آنقدر برایتان مهم میشود كه بعد از مدتی مجبورید به رؤیا و خیال روی بیاورید!براستی چند در صد رؤیاهای ما رنگ واقعیت میگیرند؟مهم این نیست كه رؤیا نان و آب نمیشود.مهم این است كه با اندكی گستره خیال میتوانید چند نفر دیگر را نیز به زیرشاخههای گروه اضافه نمایید و این یك تز كلی در بین گلد كووستیهاست!
چند وقت پیش كه شایع شد «بیسمارك»(یكی از مدیران ارشد گلدكووست) قرار است به ایران بیاید مطبوعات و بسیاری نشریات زرد آنقدر به این مسأله دامن زدند كه حتی در برخی از مطبوعات زرد، اسم خیابان و ساختمان محل اقامت وی نیز درج شده بود! اصل قضیه، كه اكنون به لحاظ قانونی فعالیت در گلدكووست ممنوع است برای كسی جلب توجه نمیكند و در عوض آمدن جوزف بیسمارك اینقدر جنجال ایجاد میكند!!
وقتی كه با یك گلد كووستی دیدار میكنی!
اگر بگویی این فعالیت حرام است و مشكل شرعی دارد!میگوید: كار ما بازاریابی است، و در ازای جلب مشتری پول دریافت میكنیم و بازاریابی حرام نیست!! حال ما میپرسیم به كجای این كار بازاریابی میشود گفت كه كالای ارائه شده به چندین برابر قیمت خود به فروش برسد.
اگر بگویی سالیانه فلانقدر دلار از كشور خارج میشود!میگوید: سالیانه میلیاردها دلار صرف خرید وسایل آرایشی، دخانیات، البسه و ... میشود و این در مقابل 500 میلیون دلار پولی نیست!!
اگر بگویی: دولت مخالف این نوع فعالیتها و مخالف گلدكووست است!میگوید: بخاطر آنكه بابت فعالیت گلدكووست مالیاتی به دولت تعلق نمیگیرد!
خلاصه شما هر سئوالی بكنید یك توجیه در آستین گلدكووستیها خوابیده است!توجیه توجیه است دیگر!!از آن گذشته، یك نفر گلدكووستی باید خود را به اسلحه توجیه مجهز كند.وگرنه آیا میتواند زیرشاخهای برای خود دست و پا كند!؟
وقتی كه قانون كم میآورد!
نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان قوهقضائیه، مسئولان دولت و مراجع تقلید؛ جملگی فعالیت گلد كووست را ممنوع و غیر قانونی اعلام كردهاند ولی این امر هیچ تأثیری روی فعالیت گلدكووستیهانداشته است! علت هم مشخص است: گلد كووست در عین حال كه یك شركت است احتیاجی به ثبت ندارد چون اصلا احتیاجی به مكان ندارد.خانههای افراد عضو بهترین دفتر برای گلدكووست هستند و طبعا بازرسی از خانهها هم خلاف قانون است. در عین حال گلد كووست احتیاجی به تبلیغات رسانهای و پخش تیزر و ... ندارد چرا كه همانهایی كه پول برای این كار دادهاند مجبورند برای كسب درآمد برای این شركت تبلیغ كنند!به هرحال از آنجا كه مسئولان محترم این شركت سودده(البته سود ده برای خودشان نه برای ایرانیان)در ایالات متحده و هنك كنگ و كشورهای اروپایی تشریف دارند خیالشان نیز از بازخواست قانون راحت است و هرچه هم كه بر سر جماعت گلدكووست ایرانی بیاید توفیری به حال آنها نمیكند!
متأسفانه در قانونی كه تصویب شده است، راهكار اجرایی خاصی پیشبینی نشده است و گلد كووستیها هم دقیقا از همین ضعف قانون بهره بردهاند.جالب اینجاست كه بعد از آنكه شورای نگهبان طرح ممنوعیت فعالیت همه شبكههای هرمی را برای مطالعه بیشتر به مجلس ارجاع داد، بازاریابی این شبكه گستردهتر شد وگلد كووستیها افراد بسیاری را جذب كردند!
فرجام گلدكووست:
ماجرای من و معشوق را پایان نیست ـ هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام!
این شعر حافظ شاید ایدهآلترین شعر برای گلدكووستیها باشد! قصه ثروت و سرمایه قصهایست كه ریشه در تاریخ بشر دارد ولی فرجام فعالیت گلدكووست در ایران چه خواهد بود؟متأسفانه آنطور كه اعضای گلدكووست میاندیشند پایان خوشی را نمیتوان برای این شركت و اعضایش در ایران متصور بود.گلد كووست لحظه به لحظه به سراشیبی سقوط دارد نزدیك میشود و هرآن احتمال آن هست كه برای همیشه به تاریخ سپرده شود.سوای از مخالفتهای قانونی، باید گفت تمامی افرادی كه به طور بالقوه میتوانستند عضو شبكه گلدكوئیست شوند وارد شبكه شده اند.چیزی نزدیك به هفت میلیون تا ده میلیون نفر بطور بالقوه میتوانند در یك چنین سیستمی فعالیت كنند كه الان بیشتر از 7میلیون نفر از آنها جذب این سیستم شدهاند و دیگر ، اعضای جدیدتر گلدكووست برای پیدا كردن زیرشاخه كار آسانی را پیش رو ندارند!چون ظرفیت تكمیل است و عدهای نیز در حال ایستادن در وسط اتوبوس گلدكووست هستند به امید آنكه بتوانند به مقصد برسند!ولی باور كنید اتوبوس گلدكووست در ایران به سوی یك دره عمیق پیش میرود!
مثالی كه شاید در نهایت گویاترین مثال باشد: گلد كووست دارد تبدیل به مغازهای میشود كه زمانی در یك شهر پررونق نفتی قرار داشت و بعد از پایان گرفتن منابع نفتی، مردم آن شهر را ترك كردند ولی مغازه همچنان در آن شهر كویری باقی مانده است، بدون مشتری و ....!
تيم وست ويژن تبريز FBR
نظرات شما نشان دهنده شخصيت شماست پس مراقب شخصيت خود باشيد.
لينك ثابت